السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
51
تفسير الميزان ( فارسي )
علاوه بر اينكه جمله * ( « قُلِ اللَّه شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ » ) * خود دلالت بر جواب هم دارد و در حقيقت قائم مقام همان جواب است . بعيد هم نيست كه كلمه « شهيد » خبر باشد از مبتداى محذوف ، و آن مبتدا ضميرى باشد كه به كلمه « اللَّه » برگشته و تقديرش چنين باشد : « قل اللَّه هو شهيد بينى و بينكم » كه در اين صورت جمله مذكور هم جواب از آن سؤال خواهد بود ، و هم شروع در مطلبى ديگر . اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه جمله * ( « قُلِ اللَّه شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ » ) * علاوه بر اينكه مشتمل است بر اخبار رسول خدا ( ص ) از اينكه خداوند شهيد است ، خود شهادت جداگانه اى هم هست ، براى اينكه كلمه « قل » مىرساند كه خدا به او فرموده كه مشركين را به شهادتش خبر دهد ، و اين معنا بدون شهادت خدا بر نبوت او صحيح نيست ، بنا بر اين جمله مذكور هم دلالت دارد بر شهادت خدا نسبت به هر چيز و هم بر شهادتش نسبت به نبوت رسول خدا ( ص ) و با اين حال ديگر حاجتى نيست به اينكه در اينجا به منظور شهادت به نبوت آن جناب كلام جداگانه اى تصريحا ، نظير : « وَاللَّه يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُه » « 1 » و يا تلويحا ، نظير : « لكِنِ اللَّه يَشْهَدُ بِما أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَه بِعِلْمِه » « 2 » ايراد بفرمايد . و اينكه شهادت را مقيد كرد به * ( « بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ » ) * دلالت مىكند بر اينكه خداى تعالى بين پيغمبر اكرم و قومش كه دو طرف خصومتند واسطه است ، و چون مىدانيم كه خصومت و طرفيت آن جناب با قومش تنها بر سر مساله نبوت و رسالت و ادعاى نزول قرآن است كه بعدا با جمله * ( « وَأُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ » ) * طرح مىشود ، از اين جهت مىفهميم كه مراد از شهادت خدا بين او و قومش همان گواهى بر نبوت اوست ، چنان كه جمله * ( « الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَه كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ » ) * هم به طورى كه بعدا خواهيم گفت اين دلالت را تاييد مىنمايد . « * ( وَأُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لأُنْذِرَكُمْ بِه وَمَنْ بَلَغَ ) * » حكايت قسمتى از بياناتى است كه رسول خدا بايد آن را براى مشركين ايراد فرمايد و اين جمله عطف به * ( « اللَّه شَهِيدٌ . . . » ) * است در اين آيه مساله انذار و هشدار غايت و نتيجه نزول قرآن كريم قرار گرفته ، دعوت نبوت از طريق تخويف آغاز گشته ، و اين خود در فهم عامه مردم مؤثرتر از تطميع است . براى اينكه گر چه تطميع و اميدوار ساختن مردم نيز راهى است براى دعوت انبيا و قرآن
--> ( 1 ) و خدا ميداند كه تو به راستى فرستاده اويى . سوره منافقون آيه 1 ( 2 ) ليكن خدا گواهى ميدهد به آنچه كه به تو نازل شده چون به علم خود نازلش كره . سوره نساء آيه 165